سوسوی فانوس نگاه تو
آرامش این راه تاریکه
ارابه شب عطرتو اورد
یعنی که راه خونه نزدیکه ...
هر جا که رفتم حرفی از گل بود
شاید تو هم با من سفر کردی
تو جرات رفتن به من دادی
وقتی که دیدی خیس بارونم
من جاده های خاطره سازو
همیشه به قلب تو مدیونم
من وازه های آشتی باتو
تو راز لبهای فرو بسته
انکار حسم دیگه ممکن نیست
پلی که از من به تو پیوسته
دنبال هر مسافر خسته
حتما یکی چشمش به راه مونده
تحمل یه فصل دور از تو
سهم من از این ماجرا مونده
چشمای سبز سرزمین من
منتظر سحر قدمهاته
میچرخه سنگ آسیاب عشق
با خون گرمی که تو رگهاته
از معبر چشمای معصومت
بغض تو میرسه به خاموشی
تو صخره رو به روی بورانی
تو ساکن شهر فراموشی
لینک آهنگ اینجا